مردگانی که این روزها شمرده میشوند
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
دستهای خیابان
هنوز
از رعشهی مرگ میلرزند
از گلوی آسفالتها
صدای خرخر میآید
خاک
بوی خون میدهد و
آسمان از ترس
سکوت کرده است
تو آرام دراز کشیدهای و
چشمانات
از لابهلای ِ دلهرهی ِ امروز
به فردای خیابانی مینگرد
که یکطرفه نیست
و آسمانی
که خواهد گریست
***
اگر همهی روزها را
روزگار بشوید و
با خود ببرد
اگر همهی رنگها بپرند و
دستهای گره شده
به خانه بازگردند
خیابان
هرگز از یاد نخواهد برد تو را
چشمهای تو
از خاطرهی خاکی خیابان
رد نخواهد شد
پینوشت:
برای چشمهایی که از جلوی ِ چشمهام رد نمیشوند...
+ 21:52 نوشته های مریم ملک دار
