تبليغاتX
کلمه
کلمه
از شعرهای بلند ِ منتشرنشده‌ام...
زندگی چیزی نبود جز دل‌شوره‌ای مداوم..
جز سفره‌ای رنگین،
و من میهمان ناخوانده‌ای
که هیچ‌سهمی برای‌اش کنار نگذاشته‌اند..

غمگین‌ام..
غمگین‌ام، چون گنجشکی که در زیر باران یک بعدازظهر نشسته و
به کوچ برندگان می‌نگرد
که دور می‌شوند..
که
د
و
ر
می‌شوند..

ما دور افتاده‌ایم
ما از آن تعریف ساده‌ی خوشبختی بسیار دور افتاده‌ایم
و رویا،
که روزی خیال می‌کردیم تعبیر خواهد شد
تنها، حباب رنگی بزرگی بود
که به اشاره‌ی انگشتی
در هم شکست...

آی مرگ!
دستان سردت را بر پیشانی ِ خسته‌ام
بگذار
که این تب
فروکش کند...


..مریم ملک‌دار..
23 نزول تدریجی / در دست انتشار

 

پی‌نوشت:
جشن رونمایی کتاب‌های صدای تازه، مجموعه‌ی «نام دیگر حوا / مریم ملک‌دار»
یکشنبه 31 اردی‌بهشت
ساعت 5:30 عصر
تهران، شهرک غرب، فرهنگ‌سرای ابن‌سینا



+
به مناسبت روز مادر!
من هیچ‌وقت مادر نخواهم شد...
از فرایند نه‌ماهه‌ی بارداری، نه فقط به خاطر از ریخت انداختن تمام اندام‌ها و از کار افتادن تمام قسمت‌های خوب و پرحرکت زندگی، که به خاطر تمام روزهای این نه‌ ماه که باید بنشینم و فکر کنم چرا سنگینی این بار را هم – مثل همه‌ی دیگر بارها- به روی شانه‌های نحیف‌ام گذاشته‌اند و رفته‌اند پی ِ زندگی‌شان، بی‌زارم.

از زادن، از به دنیا آوردن، از متولد کردن، از پرت کردن یک آدم دیگر – فکر کن دقیقا‍ً یک آدم دیگر- به این دنیا، تا سر حد مرگ می‌ترسم و می‌دانم که ندامت انجام این کار تا سالیان سال مرا آرام، آرام می‌جود و تمام خواهد کرد.

می‌ترسم کودک‌ام روزی ازم بپرسد: چرا به دنیا‌ی‌ام آوردی و من هیچ جوابی نداشته باشم برای‌اش. یا مثل بقیه، منت نعمت حیاتی را بر سرش بگذارم که خودم هم نمی‌دانم چیست و دقیقاً به چه دردم خورده است!

غریزه‌ی مادری را باور ندارم و ایثار و گذشت و مهر و فداکاری و صبر مادرانه را هم می‌گذارم برای دهان ِ مادرهایی که خوب از دغدغه و خطر و سختی و سنگینی حق مادر بودن آگاه‌اند، اما به تو هم می‌گویند تا تنها نباشند. تا تنها نمانند.

دیدن زنان باردار حال‌ام را بد می‌کند. دل‌ام به حال‌شان می‌سوزد. دقیقاً نمی‌دانم چرا (شاید چون سیستماتیک به نظر می‌رسد همه‌چیز برای‌ام) اما اذیت می‌شوم از این‌ دل‌سوزی.

مادر شدن یک وظیفه یا ضرورت نیست، یک انتخاب است.


..مریم ملک‌دار..


پی‌نوشت:
مادرم را دوست می‌دارم اما مادر بودن را دوست ندارم...


+
نام دیگر حوا

«نام دیگر حوا» در نمایشگاه کتاب

نام دیگر حوا

سالن شبستان، راهروی 31، غرفه‌ی 27، نشر هنر رسانه‌ی اردی‌بهشت



+
ای بهین باغ و بهاران‌ام تو *

بهار،
نام دیگر توست
وقتی که برگ برگ ِ کسالت ِ تقویم‌ها
از نفس‌های ِ حضورت
سبز می‌شود...

..مریم ملک‌دار..
 

پی‌نوشت:
این روزها که می‌گذرد خوب‌ام...

*حمید مصدق



+
با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم
نیازی به این‌همه معجزه نبود
ایمان می‌آوردم
اگر که دست‌های تو را نشان‌ام می‌دادند..
 
..مریم ملک‌دار..
تکه‌ای از شعری بلندتر
 
 
 
پی‌نوشت:
یک.
با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز../ حسین منزوی

دو. خرید اینترنتی «نام دیگر حوا/مریم ملک‌دار» در کافه خرید


+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2007 All rights reserved.

Build Your Own Template!